ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

221

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بن مصعب ) را نصب نمود . چون حسين وارد فارس شد در روز عيد نوروز براى عم خود ( والى سابق ) هديه فرستاد كه حلوا هم با آن بود محمد حلوا را خورد و سخت تشنه شد . حسين هم او را در يك حجره بازداشت تا مرد . آب خواست و به او آب ندادند تا از شدت تشنگى جان سپرد . بيان تبه كارى متوكل نسبت بمشهد حسين بن على بن ابى طالب عليه السلام در آن سال متوكل دستور داد كه قبر حسين بن على عليه السلام را با هر بنايى كه در پيرامون آن بود ويران و با خاك يكسان كنند . بعد از خراب كردن بنا و قبر و خانه‌هاى اطراف دستور داد كه زمين را شخم كنند و تخم بكارند و آبيارى نمايند كه تمام آثار محو گردد . مردم هم از زيارت آن قبر ( شريف ) منع شوند . ندا هم داد هر كه پس از سه روز در پيرامون قبر ديده شود گرفتار و بزندان « مطبق » سپرده خواهد شد . مردم گريختند و از زيارت صرف نظر كردند . قبر هم ويران و بيك مزرعه تبديل شد . متوكل نسبت بعلى بن ابى طالب سخت دشمن و بدخواه بود : همچنين نسبت باهل بيت . هر كه هم به آنها تولى مىكرد مال او را ربوده و خونش ريخته ميشد يكى از نديمان او عبادت مخنث ( زشت كار و ننگين و پليد ) بود . او يك بالش زير جامه بر شكم خود مىبست و سر خود را برهنه مىكرد كه « اصلع » ( بىمو ) بود . و با همان حال نزد متوكل برقص مىپرداخت . مطربين و مغنيان هم دست مىزدند . و با نغمه موسيقى اين گفته را ترجيع ميكردند . « قد اقبل الاصلع البطين خليفة المسلمين » آمد آن اصلع ( بى موى سر ) شكم‌گنده خليفه مسلمين مقصود على عليه السلام ( مؤلف در تمام بيان خود نام على را